تبليغاتX
اندیشه

تمام دلم

گفتی تمام دلم را:

بنفسي انت امنيه شائق يتمني...

نوشته شده توسط میرزایی در 17:42 |  لینک ثابت   • 

جرعه ای فکر ناب

 

نظرات شما بطور حتم در این وبلاگ به نام شما درج خواهد شد

پس اندیشه ی ناب خود را برای ما ارسال کن

اینجا را ببین تاکمی آزاد نگاه کرده باشی- تو را به هیچ امری دعوت نمیکنم-تو خود بیندیش ونگاه کن -راستی مگر گوهر اندیشه ی ما همگون نیست-هست یا نیست؟-من اینجاراتنها برای جرعه ای فکر ناب میخواهم-باور کن که بدون پیش فرض شخصی یا القایی نیز میتوان اندیشید-پس نظر مرا هم بپذیرهم نپذیر!-وبیندیش به آنچه میدانی اندیشه ناب و خالص خودت می باشد.

نوشته شده توسط میرزایی در 17:37 |  لینک ثابت   • 

محبت

میدونی فکر میکنم ما یعنی تمام انسانها غرق عشقیم-مثل ماهی تو دریا-
نوشته شده توسط میرزایی در 17:5 |  لینک ثابت   • 

 

آیا اندیشه گوهر یگانه زندگی و هستی است؟

نوشته شده توسط میرزایی در 13:45 |  لینک ثابت   • 

کودکان

دوست من - ما با هم یک فطرتیم یک گوهریم.آنچه در یکایک ما باقی است.میخواهید منظورم را درک کنید:کودکان را بنگرید - آن چه صفا وچه آینه روشنی است که نور را در آن میبینیم .اینها نظر من است بدون هیچ اجباری ولی فکر میکنم احساس ما باشد.چه خوب بود دلم مانند کودکان منور بود.آینه ای میخواهم که گرد و زنگاری بر آن ننشسته باشد. 

نوشته شده توسط میرزایی در 17:7 |  لینک ثابت   • 

نظر تو در مورد دنیا چیست؟

آیا به واقع حقیقتی دارد؟

نوشته شده توسط میرزایی در 0:16 |  لینک ثابت   • 

 اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد
نوشته شده توسط میرزایی در 15:25 |  لینک ثابت   • 

سلام دوست عزیز در این وبلاگ میخواهیم با همکاری هم بیندیشیم!

آری اندیشه واقعی که من آن را تعریف نمیکنم .آنچه که بدون قید تو میدانی اندیشه است.

شاید نظرات ما بدون در نظر داشتن پیش فرضی در مورد اندیشه به هم نزدیک باشد به همین منظور 

جهت دست یافتن به نتیجه نظر خود را با من در میان بگذار. 

 

نوشته شده توسط میرزایی در 14:34 |  لینک ثابت   • 

 

شما حقیقت را چگونه یافته اید؟

 

-پاسخ های شمادر  این صفحه درج میشود. 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میرزایی در 13:0 |  لینک ثابت   • 

حقیقت استوارترین نور سهل و ممتنع است

 

نوشته شده توسط میرزایی در 15:28 |  لینک ثابت   • 

 

فکر کردن سخت است.ما می اندیشیم ولی اندیشه  ما در چه حد است؟ آیا آن اندیشه ای که داریم واقعاً

اندیشیدن است ؟

پاسخ:

به نظر من پاسخ به این سوالت جامع و مانع نخواهد بود ٬ چرا که سوالتمان تمام ماهیت اندیشه را در بر نداشته است .

میان تعاریفی که از اندیشه میشود نقاط اشتراک واختلافاتی دیده میشود.

مشترک آنکه اندیشه یک حرکت و تکاپوی غیر مادی است که ویژگی خاص انسانی است.

من نمیخواهم که در مجالی اندک یا دراز طومار اندیشه را ببندم چرا که آن عمل نیاز به اندیشه شدن واحاطه کامل برآن یافتن است ونیز انکه چگونه میتوان بر اندیشه مستولی گشت بی انکه درآن مقام اندیشه نورزید           

                         بنابراین

◄اندیشه ابزار من نیست بلکه امری ساری وجاری

   در عالم است که به اندازه ی توانم به آن میرسم مگر آنکه وسعتم به بینهایت اندیشه گردد ٬که آنوقت خود اندیشه خواهم بود.

نوشته شده توسط میرزایی در 15:26 |  لینک ثابت   • 

مرز عقل کجاست؟ آیا وجود بی حدی هست؟

نوشته شده توسط میرزایی در 10:0 |  لینک ثابت   • 

روز ها می گذرد ولی اندیشه ها باقی خواهد"                                 جسم ها دگر گون می شودولی تو باقی خواهی ماند"                         تو هستی که هستی ات با هستی مطلق خواهد بود "                     اینک بیاندیش که آن اندیشه شاهد کدامین حرکت خواهد بود"                رو بسوی او خواهی رفت یا خود را فراموش میکنی ؟
نوشته شده توسط میرزایی در 11:32 |  لینک ثابت   • 

 آری اینجا مکانی برای اندیشه است "ولی اندیشه مقید نیست حتی مکان ومحلی نمی خواهد ولی شاید بهانه ای بخواهد 
نوشته شده توسط میرزایی در 10:42 |  لینک ثابت   •